از هر چه غیر اوست، چرا نگذری؟ / کافر برای خاطر بُت، از خدا گذشت... (خواجه شعیب)

با تشكر از خواننده ی محترم وبلاگ:tarotaraneh.blogfa

الا ای پیــر فـــرزانـه،مـکـن عیــبـم ز میخــانـه

که من در ترک پیمانه،دلی پیمان شکن دارم


+ نوشته شده در  90/04/09ساعت 8:31  توسط احمد  | 

چون طفل که از خوردن داروست پریشان

با دوسـت پریشانم و بی دوسـت پریشان


+ نوشته شده در  90/04/07ساعت 10:6  توسط احمد  | 

جایی که یار نیست،دلم را قرار نیست

مـن آزمـوده ام،دلِ خــود را هــزار بـــار


+ نوشته شده در  90/04/06ساعت 11:24  توسط احمد  | 

گَـر مُـریـــدِ راه عشقی،فـکـر بـدنــامی مـکـن

شیخِ صنعان،خرقه رهنِ خانه یِ خمار داشت


+ نوشته شده در  90/04/05ساعت 19:58  توسط احمد  | 

ثمرِ سرو همین بس،که تو آن را مانی

خاصّه سروی که ز بستان محبت روید


+ نوشته شده در  90/04/05ساعت 8:40  توسط احمد  | 

ترک واجب مکن ای مَه،که عـقـابی دارد

گـر سـلامـی بـه تـو کـردیـم جوابـی دارد

گاه گاهی به نگاهی دل شیخی بِفَریب

تــا بــدانــد کــه گُـنَــه،نـیـز ثــوابــی دارد


+ نوشته شده در  90/04/03ساعت 14:32  توسط احمد  | 

پير زالی به كلافی،نخرد يوسف را

گـر بيابند بـه همـراهِ تـو در بازارش


+ نوشته شده در  90/04/02ساعت 15:56  توسط احمد  | 

بی تو صد جا دلم از داغ شكايت ريـش است

اينقدر هست كه،صبرم ز شكايت بيش است


+ نوشته شده در  90/03/31ساعت 18:25  توسط احمد  | 

اشتياقی كه به ديـدار تـو دارد دلِ مـن

دلِ من داند و من دانم و دل داند و من


+ نوشته شده در  90/03/31ساعت 14:27  توسط احمد  | 

آنكه جهان زنده كند،به نگاهی

گـر بكشـد عالَمی،گنـاه نــدارد


+ نوشته شده در  90/03/30ساعت 9:22  توسط احمد  | 

گــويــنــد حـريـفـان: كــه بــرو يـارِ دگــر گــيـــر

مشكل همه اينست كه،چون او دگری نيست


+ نوشته شده در  90/03/29ساعت 13:18  توسط احمد  | 

همه عـالـم نـگـران تـا نـظرِ بـختِ بــلند

بر كه افتد كه تو يك دم نگرانش باشی


+ نوشته شده در  90/03/29ساعت 11:6  توسط احمد  | 

meisamgholian.blogfa

شبی ز قـدِ تـو،افتـاد سایـه بـر دیــوار

هنوز عاشقِ بیچاره،رو به دیوار است


+ نوشته شده در  90/03/28ساعت 22:20  توسط احمد  | 

و این نهایتِ عشق و امید خورشید است

بـه جـایِ شمـع بسـوزد بـه طـاقِ ایـوانـت


+ نوشته شده در  90/03/28ساعت 15:57  توسط احمد  | 

آخــرالامر،گِل کوزه گران خواهی شد
 
حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی

+ نوشته شده در  90/03/26ساعت 14:53  توسط احمد  | 

نسبت رویـــــت اگر باماه وپــــروین کرده انـــــد      صورت نادیده تشبیهی به تخمین کرده اند

شمه ای از داستان عشق شور انگیز ماست     آن حکایتها که از فرهاد وشیـــــــرین کرده اند


+ نوشته شده در  90/03/25ساعت 23:22  توسط سکوت  | 

آنان كه علي خداي خود پندارند      كفرش به كنار عجب خدايي دارند
                        ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

ز دین ریا بی نیـــازم بنازم             بکفری که از مذهبم می طرواد


+ نوشته شده در  90/03/25ساعت 23:13  توسط سکوت  | 

چون سروْ سرفرازم،و نزد تو سر به زیر

قربانِ آن گلی که مرا خوار کرده است


+ نوشته شده در  90/03/25ساعت 19:22  توسط احمد  | 

"طور سينا"كوهي بود؛كه حضرت موسی وقتي به آن رسيد،به خدا گفت:"ارني"(مي خواهم تو را ببينم)؛و خداوند فرمود:"لن تراني ابداً"(هرگز مرا نخواهي ديد).با اين توضيح؛چند تك بيت زيبا تقديم به شما مي كنم.

چو رسی به طور سینا،"ارنی"مگو و بگذر

کـه نَیَرزد این تمنّا به جـواب "لن ترانـی"

***

چـــو رسـی بـه طـور سـیـنـا،"ارنـی"بــگو و مگذر

تو جواب دوست بشنو،چه "تری"،چه "لن ترانی"

***

چــو رسـی بـه طـور سـینـا"ارنی"نگفتـه،مگذر

که خوش است صوت دلبر هم اگر به "لن ترانی"


+ نوشته شده در  90/03/25ساعت 13:2  توسط احمد  | 

در دلم بود که جان بر تو فشـانم روزی

باز در خاطرم آمد که متاعیست حقیر


+ نوشته شده در  90/03/25ساعت 7:18  توسط احمد  | 

هـر نالـه و فريـاد،كـه كردم نشنيدی

پيداست نگارا!كه بلند است جنابت


+ نوشته شده در  90/03/24ساعت 19:18  توسط احمد  | 

meisamgholian.blogfa

زمـیـن مـیکـده،گـر تا بـه روز حشـر،بـکاوی

به جای ریزه ی خُم، توبه ی شکسته برآید


+ نوشته شده در  90/03/24ساعت 17:20  توسط احمد  | 

بـه رَغْمِ مُدّعیانی،که منع عشق کنند

جمالِ چهره یِ تو،حجّت موجّهِ ماست


+ نوشته شده در  90/03/24ساعت 12:7  توسط احمد  | 

چون خیالت،همه شبْ مونس و دمسازِ من است

شــرم دارم کــه شـکایــت کنـم از تـنهاییِ خویش


+ نوشته شده در  90/03/23ساعت 19:6  توسط احمد  | 

صـد بـار لـب گشـودم و بـیـرون نـریـخـتم

خون ها که موج می زند،از سینه،تا لَبَم


+ نوشته شده در  90/03/23ساعت 10:32  توسط احمد  | 

"دیـده"را فایده آن است،که دلبر بیند

ور نـبـیـند چه بُوَد فایـده،بیـنـایـی را


+ نوشته شده در  90/03/23ساعت 10:18  توسط احمد  | 

من آنچه خوانده ام،همه از يادِ من برفت

الا حـديـثِ دوسـتْ كـه تـكـرار می كـنـم


در تاریخ ۱۱/۲/۱۳۹۱ نوشت: ظاهرا نگارش صحیح این بیت اینگونه است:

آنها که خوانده ام همه از یاد من برفت / الا حدیث دوست که تکرار میکنم


برچسب‌ها: تک بیتی های ناب سعدی

+ نوشته شده در  90/03/21ساعت 9:32  توسط احمد  | 

زِ دستِ دیده و دل،هر دو فریـاد

که هر چه دیده بیند دل کند یاد

بسازم خنجری نیشش ز فولاد

زنــم بـر "دیده" تـا دل گردد آزاد


+ نوشته شده در  90/03/20ساعت 14:18  توسط احمد  | 

دل،ای دل!داد از دست تو،ای داد

كــه دادی آبــرویِ "دیــده" بــر باد

چـــرا خـنجر زنم بر "دیده" وقتی

هـنـوز "دیده" ندیده، دل كنه یاد


+ نوشته شده در  90/03/20ساعت 14:12  توسط احمد  | 

يك ناله ی مستانه،ز جايی نشنيديم

ويران شود اين شهر،كه ميخانه ندارد


+ نوشته شده در  90/03/18ساعت 8:18  توسط احمد  |